نماز جمعه
اشک آور که زدندخواهرم وضوی اشک ساخت
و پدرمبرای اولین بار ..............
گریست
باتوم ها که بالا آمد
مادرم جیغ زد: یا زهرا
و پهلویش را
گرفت
برادرم
سربند سبزش را
به زخم کسی بست
هر دو را گرفتند
سرنوشت
علویان
همیشه زندان بوده است
مردم
" علی اکبرشان " را
به میدان
فرستاده بودند
شمرها
رجز می خواندند
درها را
به روی مسلمانان
بستند؛
خدا
دوباره سوره علق خواند:
ارأیت الذی ینهی عبدا اذا
صلی*
ایرانیان
خیابان را
سجاده کردند
برای دیدن عکسهای بیشتر روی ادامه مطلب کلیک کن!!!
ادامه مطلب ...